اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

479

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بشما دريغ كرد باز هم آنها را با شكيبايى از خدا بگيريد . » و گفت : انكم لن تسعوا الناس باموالكم فليسعهم منكم بسط الوجوه و حسن الخلق ، « همانا مالهاى شما به همه مردم نمىرسد ، پس بايد خوشرويى و خوشخويى شما آنان را فراگيرد . » و گفت : رأس العقل بعد الايمان مداراة الناس ، فان عرض بلاء فقدم مالك قبل نفسك و دينك ، فان تجاوز البلاء فقدم مالك و نفسك دون دينك ، و اعلم ان المحروب من حرب دينه ، « سر عقل پس از ايمان مداراى با مردم است ، پس اگر بلايى پيش آمد مالت را در راه جان و دينت فدا كن ، و اگر بلا فزونى يافت ، از مال و جان خود بگذر نه از دين خود ، و بدان كه غارت شده آن كسى است كه دين او به غارت رفته است . » و گفت : ان لكل شىء شرفا و ان اشرف المنازل ما استقبل به القبلة ، و من احب ان يكون اعز الناس فليثق بالله ، و من احب ان يكون اغنى الناس فليكن بما فى يد الله اوثق منه بما فى يده ، و من احب ان يكون اقوى الناس فليتوكل على الله . ثم قال : الا انبئكم بشرار الناس ؟ من اكل وحده و منع رفده و جلد عبده ، الا انبئكم بشر من ذلك ؟ من لا يرجى خيره و لا يؤمن شره ، الا انبئكم بشر من ذلك ؟ من يبغض الناس و يبغضونه ، « همانا هر چيزى را شرفى است و شريفترين جاها آنجاست كه بدان رو به قبله شود ، كسى كه دوست دارد كه عزيزترين مردم باشد پس بايد به خدا اعتماد كند ، و كسى كه دوست دارد كه داراترين مردم باشد پس بايد بانچه در دست خداست اعتمادش بيشتر باشد تا آنچه در دست خود اوست ، و هر كه دوست دارد كه نيرومندترين مردم باشد پس بايد بر خدا توكل نمايد . سپس گفت : آيا شما را به بدان مردم خبر ندهم ؟ كسى كه تنها بخورد و بخشش خود را دريغ دارد و غلام خود را تازيانه زند ، آيا شما را به بدتر از اين خبر ندهم ؟ كسى كه به نيكى او اميدوارى و از بدى او آسودگى نيست